الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

631

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

4882 - طمأنينه - آرامش 4883 - بلغه به مقدار كفاف و نياز 4884 - پاكيزه‌تر و با نموتر 4885 - مكثر زياده طلب و « فاقه » فقر 4886 - از آن بىنياز گردد 4887 - كسى كه در پيشش جلوه كند 4888 - زبرج زينت 4889 - به دنبال آورد . 4890 - كورى 4891 - شدت علاقه - عشق 4892 - اندوهها - غمها 4893 - رقص و جست و خيز 4894 - درون قلبش 4895 - كظم مخرج تنفس 4896 - انداخته مىشود 4897 - ابهر رگ گردن 4898 - قرار دادنش در قبر 4899 - عبرت گرفتن 4900 - به اندازه نياز زندگى از آن بر مىگيرد 4901 - به مقدار ضرورت 4902 - خشم و اكراه 4903 - بىنياز شد 4904 - نيازمند گرديد 4905 - مأيوس مىشوند 4906 - مانع 4907 - وسيلهء سوق دادن 4908 - به لهو و غفلت مىگذراند . 4909 - لغو و بيهودگى نمايد 4910 - جانشين 4911 - نصيبش 4912 - ظفر يافت - نفوذ كرد 4913 - منزل كرد 4914 - وسعت - آسايش 4915 - ميل و رغبت به دنيا . 4916 - خستگى 4917 - مركب 4918 - ابا ورزيده 4919 - آن را در معرض قرار داده 4920 - سالم و رها شده 4921 - دو خصلت ارزشمند 4922 - نفثه مقدار رطوبتى كه در يك دميدن وجود دارد 4923 - پر موج